عشق چیزی نیست جز بارانی ازغم..................پشت یک لبخند..............
بازم 31شهریور شد تا 1سال به سنم اضافه بشه تا رسیدن به نیمی از آرزوهام 2سال مونده میدونم چشم بر
هم بزنم گذشته خدایا ازت میخوام خوب بگذره .از مامانی بابایی خوبم ممنوم بخاطرتحمل کردن اخلاق و رفتارای
من و بدتر از اون حرفهام ! ممنوم (مهندس ح تو میدونی تحمل کردن چرا تشکر میکنم داداش)فداتون بشم تا آخر عمرم مدیونتونم اگه زنده موندم جبران میکنم
صدايم را نمي شنوي نگاهم را نمي بيني سکوتم را نمي خواهي بودنم را نمي گويي و نبودنم را مويه
نمي کني! با تو هستم اي بي درد از دردم! مر ثيه
ام شکستن بغضي است در
گلوي خسته
...


شرمنده همه ی شما دوستای گلم هستم دیر به دیر میام وقتی هم که میام میخوام نظر بزارم سیستمم مشکل دار میشه میدونم خیلی بدم
حالم در کل گرفته به خاطر بعضی مسایل ! سفرم به تعویق افتاده یعنی معلقیم !
و من تردید داشتم که با نبودنت آرام می شوم یا با بودنت خوشبخت؟
و حتی شک داشتم که آرامش را می
خواهم یا خوشبختی را!
و هنوز دست و پا میزنند
ذهن خسته ام...
قلب درمانده ام...
چشمان بهت زده ام ...
حرف هایم این روزها سر و ته
ندارد!!
پری اینقده دلم واست تنگ شده باورت نمیشه امشب میخواستیم بیایم نشد باز خدا رو شکر نگفتم بهت باز منو به خاطر بدقولیم بازخواست میکردی . مینا از دیشب که اس دادی دلم بهونت رو میگیره خیلی دوستت دارم آبجی
لاله بعضیا دلتنگت شدن سراغتو از من گرفتن بد نیست سراغی ازشون بگیری خودم بیخیال!
دوستتون دارم بوس بوس
مثل همه وقتا تولدت که شد نبودم کنارت تنهایی تو خلوتی که پر از دوستاته نهایت شادی رو میبری نمیدونم چی بگم کلمات و واژه ها رو گم کردم فقط میگم تولدت مبارک
تمام لحظه های عمرم بدرقه نفس کشیدن توست
به دنبال کوچکترین فرصت بودم تا بزرگترین تبریک را نثار قلب مهربانت کنم
ورق خوردن برگ سبز دیگری از زندگی ات را تبریک میگویم
تولدت آذین زندگی ام باد . . .

ن امشب چون مترسک ها ** کنار کاج پیر کوچه ی میعاد ** ز رفتن، باز می مانم ** و آنگه، آن ترنم های گرم آشنایی را ** که بس شب های مهتابی ** کنار کاج پیر کوچه ی میعاد ** برایم باز می خواندی ** به گوش کاج فرتوت خزان دیده ** من امشب باز می خوانم ** و تو، آنگه ز پیچ کوچه ی خاموش می آیی ** ولی، افسوس و صد افسوس ** که در آن سوی کاج کوچه ی میعاد ** ز رفتن، باز می مانی ** و آن زیبا ترنم های گرم آشنایی را ** به گوش دیگری، آرام می خوانی ** و من، این سوی کاج پیر فرتوت خزان دیده ** به تندی اشک می ریزم

میدانی به انتهای کوچه ی عشق رسیدم تو نیستی
نمیبینمت اما تو را در هر لحظه ا صدای قلبم احساس
میکنم و با هر تپش اوج میگیرم
شرمنده از تمام دوستان سیستمم مشکل داره و نمیتونم نظر بزارم


سلام به همگی دلم براتون یه ریزه شده فداتون بشم نمیتونستم بهتون سر بزنم از این نمراتم دلم گرفته بوس بوس تا فردا
به چه مانند کنم موی پریشان تو را؟
به دل تیره شب؟
به یکی هاله دود؟
یا به یک ابر سیاه-
که پریشان شده و ریخته بر چهره ماه؟
به نوازشگر جان؟
یا به لطفی که نهد گرم نوازی در سیم ؟
یا بدان شهله شمعی که بلرزد به نسیم؟
به چه مانند کنم حالت چشمان تو را؟
به یکی نغمه جادویی از پنجه ی گرم؟
به یکی اختر رخشنده به دامان سپهر؟
یا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب؟
به غزل های نوازشگر حافظ در شب؟
یا به سرمستی طغیان گر دوران شباب؟
به چه مانند کنم سرخی لبهای تو را؟
به یکی لاله شاداب که بنشسته به کوه؟
به شرابی که نمایان بود از جام بلور؟
به صفای گل سرخی که بخندد در باغ؟
به شقایق که بود جلوه گر بزم چمن؟
یا به یاقوت درخشانی در نور چراغ؟
مرمر صاف تنت را به چه مانند کنم؟
به بلوری رخشان؟
یا به پاکی و دل انگیزی برف؟
به یکی ابر سفید؟
یا به یک مخمل خوشرنگ نوازشگر نرم؟
به یکی چشمه نور؟
یا به سیمای گل انداخته از دولت شرم؟
به پرندی که کند جلوه گری در مهتاب؟
به گل یاس که پاشیده بر آن پرتو ماه؟
یا به قویی که رود نرم و سبک در دل آب؟
به چه مانند کنم؟
من ندانم
به نگاهی تو بگو-
به چه مانند کنم...؟!
بوسسسسسسسسسسسسسسسسس
دوستتون دارم
مثه اینکه مشکلات دست از سر من برنمیدارن مامانم قلبشو عمل کر یه هفته نگذشته بود که بابامو بردن بیمارستان بستری کردن .من داشتم با دوستام همینطوری تو شهر میگشتیم الکی خوشیم دیگه بابام زنگم زده که موقع بازی پام ضربه دیده نیاز به بخیه داره دارم میرم بیمارستان گفتم منم الان میام میگه بابا نیازی نیست دویتام باهامن نگو اون لحضه ها داشته درد میکشیده منم داشتم میگشم واسه خودم خدا یااااااااااااااااااااااااااااااا
آنژیوش کردن سه تا رگاش بسته بود مامانم نزاشت تو. این خراب شده عملش کنن قراره فردا برن شیراز. درد و دل زیاد دارم ولی باید وسایلمو آماده کنم
فقط دعا کنید ...........
دوستتون دارم
سلام . . .
بعد از مدتها اومدم اما ...
امتحانام تازه تموم شده و درست یک یک روز بعدش مامانم سکته کرد بدترین اتفاق بود واسم بعد از اون یه روز که میخواستم برم پیشش گوشیمو دزدیدن الانم اومدم نمراتم ببینیم میترسیدم شانس نیارم اما خوشبختانه بد نبود اما نمرات دلخواهمم نبود
یه یاد آوری واسه تو : هیچوقت در مورد کسی تصور بدی نداشته باش به قول دکارت شک کن اما اون چیزایی که حقیقته رو نادیده نگیر
1:تن خسته من هیچوقت محتاج به دروغ نبوده هر چی خورده چوب صداقت بوده و بس
2:میخوای باور کنی میخوای باور نکنی هر چند دیگه گذشته
برام دعا کنید
،باورم نمیشد که روزی با دست تو بشکنم
